آسیب های فیزیکی

در این مقاله قصد داریم انواع بیماری ها و آسیب های بدنی را به شما آموزش بدهیم:

1- آسیب زدن / درد گرفتن 

Hurt

hurt

 

 

مثال: داشتم این جعبه سنگین رو بلند می کردم که کمرم درد گرفت.

EX: I hurt my back lifting this heavy box.

2- شکستن 

Break / Fracture

break

 

 

 

مثال: در بازی فوتبال دستم شکست.

EX: I broke my arm playing soccer.

3- بریدن

Cut

cut

 

 

 

مثال: داشتم سیب پوست میگرفتم انگشتم رو بریدم. 

EX: I cut my finger peeling off an apple.

4- سوزاندن

Burn

burn

 

 

 

مثال: دستم با آب جوش سوخت.

EX: I burned my arm with boiling water. 

5- از جا در رفتن / وا خوردن 

Dislocate

dislocate

 

 

 

مثال: از نردبان افتادم. فکر کنم کتفم از جا در رفته است.

EX: I fell of the ladder. I think I've dislocated my shoulder. 

6- پیچ خوردن 

Sprain / Twist

sprain

 

 

مثال: هریت روی پله ها سر خورد و قوزک پاش پیچ خورد.

EX: Harriet slipped on the stairs and twisted her ankle.

7- کشیده شدن

Strain

strain

 

 

 

مثال: باید به ماهیچه هات استراحت بدید. ممکنه دچار کشیدگی بشوند.

EX: You need to rest your muscles. You might strain them.

 8- کبود شدن/ خون مردگی پیدا کردن

Bruise

Bruise

 

 

مثال: از روی دوچرخه افتاد و زانوش کبود شد.

EX: She fell off her bike and bruised her knee.

9- خراشیده شدن

 

Scrape

scrape

 

 

 

مثال: بدجور زانویم روی بتن خراشیده شد.

EX: I scraped my knee painfully on the concrete.  

9- برخورد کردن/ خوردن

 

Bump

bump

 

 

 

مثال: سقف اونقدر کوتاه بود که سرش بهش خورد.

EX: The ceiling was so low he bumped his head. 

10- محکم کوبیدن

Bang / Bash

bang

 

 

مثال: افتاد و آرنجش محکم خورد به میز.

EX: He fell down and bashed his elbow on the table. 

11- زدن انگشت پا به چیزی

Stub

stub

 

 

مثال: انگشت پام خورد به پایه پیانو!

EX: I stubbed my toe on the piano leg.

 

نکته: در فرهنگ و زبان انگلیسی برای بیان آسیب های خارجی همیشه فاعل جمله همان خود شخص است نه عضو بدن. 

 

12- مو برداشتن / ترک ناچیز برداشتن 

Hairline fracture

fracture

 

 

مثال: مچ دست چپش مو برداشته است.

EX: She's got a hairline fracture in her left wrist. 

13- متورم شدن 

Swell 

swell

 

 

 

مثال: از راه رفتن پاهایش ورم کرده بودند.

EX: Her feet were swollen with walking.

14- آفتاب سوخته شدن

Sunburn 

sunburn

 

 

مثال: کمرش عمیقا آفتاب سوخته شده بود و گردنش هم همینطور!

EX: His back was deeply sunburned and so was his throat. 

15- خونریزی کردن / خون آمدن

Bleed

bleed

 

 

 

مثال: بینی او دارد خونریزی می کند.

EX: Her nose is bleeding.

16- در گلو پریدن

Choke

choke

 

 

 

مثال: یک تکه نان در گلویش پرید.

EX: She choked on a piece of bread.

17- غش کردن

Faint / Pass out

faint

 

 

مثال: غش کرد و افتاد کف اتاق!

EX: She fainted and fell on the floor.

18- دچار برق گرفتگی شدن

Get an electric shock

electric shock

 

 

مثال: از یکی از سیم ها دچار برق گرفتگی شد. 

EX: He got an electric shock from one of the wires.

19- گزیدگی ( توسط حشرات به غیر از پشه)

Be stung by 

sting

 

 

مثال: نزدیک بود زنبور نیشم بزنه!

EX: I was nearly stung by a bee.

20- گزیدگی / گاز گرفتگی ( توسط پشه/ مار و حیوانات)

Be Bitten by 

bite

 

 

مثال: اگر سگ شما را گاز بگیرد باید به دکتر مراجعه کنید.

EX: If you are bitten by a dog, you should go to see a doctor.

21- مور مور شدن/ خواب رفتن/ گزگز شدن

Get pins and needles

pins

 

 

مثال: باید کمی جابجا بشوم چون پا هایم دارند مور مور میشوند!

EX: I'll have to move because I'm starting to get pins and needles in my feet.

22-