Abide by

ترجمه: رعایت کردن- پذیرفتن-تسلیم (چیزی شدن)- تبعیت کردن (از قانون)

To obey someone or something

Ex: Because Donna refuses to abide by her parents' rules, I worry that she'll be told to move out of their house.

از آنجاییکه دونا قبول نمیکنه تا از قوانین پدرمادرش تبعیت کند، می ترسم از خانه بیرونش کنند.

EX: John felt that he had to abide by his father's wishes.

جان احساس کرد که مجبور تسلیم خواسته های پدرش شود.