Account for something

ترجمه: 1- توجیه کردن - توضیح آوردن برای چیزی 2- تشکیل دادن

Ex: Your report accounts for everything that has happened.

گزارش شما توضیحی ست برای هرانچه که اتفاق افتاده است.

Ex: These useless catalogs account for at least half the mail we get every day.

این کاتالوگ های بیهوده حد اقل نیمی از نامه های روزانه ای که دریافت می کنیم را تشکیل می دهند.

 

گردآوری: استاد مهین فر