Act out

ترجمه : 1- بدرفتاری کردن 2- نقش بازی کردن 3- بروز دادن 4- با حرکت دست و صورت منظور خود را بیان کردن

Ex: You're in middle school now, so if you act out in class, you will be sent to the principal's office.

الان دیگه رفتی مدرسه راهنمایی، اگه سر کلاس بدرفتاری کنی تور را به دفتر مدیر مدرسه می فرستند.

EX: I don't want to upset my mom during the holidays, so I am acting out the part of a dutiful daughter.

نمی خواهم در طول تعطیلات اعصاب مادرم را بهم بریزم، لذا دارم نقش یک دختر وظیفه شناس را بازی می کنم.

EX: I got tired of Mark constantly acting out his anger out on me, so I ended our relationship.

خسته شده بودم از بس که مارک عصبانیتش رو روی من بروز می داد، بنابراین باهاش قطع رابطه کردم.

EX: Henry was suffering from a severe case of laryngitis and had lost his voice, so he had to act out his thoughts during the meeting.

هنری بدجور خروسک گرفته بود و صداش در نمی آمد، بخاطر همین در طول جلسه حرف هاش را با حرکت دوست و صورتش می زد.

 

گرداوری: استاد مهین فر