take the wind out of (one's) sails

ترجمه: (معادل اصطلاح کاشانی- انگار دیگ آب جوش روی سرم ریختند)- در جا خشک شدن

To spoil someone's enthusiasm

EX: It took the wind out of his sails to learn that nearly half of his bonus would go to taxes.

وقتی فهمید نصف حقوقش را باید مالیات بده، درجا خشکش زد!

 

منبع: درآمدی بر اصطلاحات ضروری آیلتس

گرد آوری : مهین فر