vocab for High school (lesson four 11-15)

Extrimity /n/
انتها، نهایت، منتهی الیه

 

Forecast /v/
پیش بینی کردن، پیش گویی کردن

 

Hibernate /v/
به خواب زمستانی رفتن

 

Host /n/
تعداد زیاد، فراوان، جمعیت زیاد، گروه، میزبان

 

Intimidate /v/
ترساندن

 

جملات زیر را ترجمه کنید:

  1. "کی وست" در انتهای جنوبی "فلوریدا" است.
  2. همانطور که پیش بینی کردی قیمت پرتقال بالا رفته است.
  3. وقتی حیوانات به خواب زمستانی میروند ضربان قلبشان به سرعت افت می کند.
  4. تاجر انتظار مشتریان فراوانی داشت اما فقط عده کمی آمدند.
  5. عده ی کمی از بینندگان از غرش شیر ترسیدند اما بیشتر آنها ترسی به دل راه ندادند.

 

مثال کلی :

گروهی از خرس های قطبی در انتهای قطب شمال، به خواب زمستانی رفته بودند و به همین خاطر نمیتوانستند شکارچیان را بترسانند. البته این چیزی بود که شکارچیان پیش بینی کرده بودند.

 

کلمات اضافی:

go up

قیمت چیزی بالا رفتن

heart rate

ضربان قلب

drop sharply

به سرعت افت کردن

Merchant

تاجر

Spectator

بیننده، تماشاگر

Lion's roar

غرش شیر

 

 

پاسخ تمرین ها:

 

  1. Key West is at the southern extrimity of Florida.
  2. The prices of oranges has gone up again, as you forecasted.
  3. when animals hibernate, their heart rate drops sharply and their body tempreture decreases.
  4. The merchant had expected a host of customers, but only a few appeared.
  5. A few spectators were intimitated by the lion's roar, but most were not frightened.

 

ترجمه مثال کلی :

A host of polar bears at the extremity of north pole had hibernated so they couldn't intimidate the hunters. of course tha's what the hunters had forecasted.

 

 

برای ورود به آزمون مرتبط کلیک کنید.

گردآوری : موسسه زبان های خارجه اشراق