vocab for High school (lesson four 16-20)

Preface /v/
شروع کردن با

 

Recoil /v/
از ترس عقب جستن، لرزیدن، عقب کشیدن

 

Reflection /n/
بدنامی، لکه ننگ، توهین

 

Relinquish /v/
صرف نظر کردن از، رها کردن، ول کردن، ترک کردن، دست کشیدن از

 

Tolerate /v/
تحمل کردن، کنار آمدن با، روا دانستن

 

جملات زیر را ترجمه کنید:

  1. معمولا فورا به سراغ سخنرانی ام میروم اما اینبار آن را با حکایتی جالب شروع کردم.
  2. "ماری" از فکر خواندن در  نمایش آماتوری به خود لرزید اما چون قول داده بود شرکت کند، آن را به پایان رساند.
  3. ششکست دیروز لکه ننگی برای بازیکنان ما نبود، آنها تمام تلاش خود را کردند.
  4. وقتی مردی سالخورده وارد اتوبوس شلوغ شد، یکی از دانش آموزان از صندلی اش صرفنظر کرد و جایش را به او داد.
  5. بچه های خیلی کوچک موقعی که سرزنش می شوند گریه می کنند، آنها نمی توانند انتقاد را تحمل کنند.

 

مثال کلی :

او صحبتش را با توهین آغاز کرد و تا دقایقی از این کار خود دست نکشید. من از ترس به خود لرزیدم ولی دوستم نتونست این بدرفتاری را تحمل کند بنابراین جلوشو گرفت.

 

کلمات اضافی:

Get right into sth

فورا به سراغ چیزی رفتن

Anecdote

حکایت، ضرب المثل

go through with sth

به پایان رساندن

Crowded bus

اتوبوس شلوغ

Criticism

انتقاد

 

پاسخ تمرین ها:

 

  1. Usually I get right into my speech, but this time I prefaced it with an amusing anecdote.
  2. Marie reccoiled at the thought of singing in the amateur show, but she went through with it because she had promised to participate.
  3. Yesterday's defeat was no reflection on our players, they did their very best.
  4. When an elderly man entered the crowded bus, one of the students relinquished her seat to him.
  5. Very young children will cry when rebuked, they cannot tolerate criticism.

 

ترجمه مثال کلی :

He prefaced his speech with reflection and he didn't relinquish his work till a couple of minutes. I was completely recoiling but my friend couldn't tolerate more so he mad him stop.

 

 

برای ورود به آزمون مرتبط کلیک کنید.

گردآوری : موسسه زبان های خارجه اشراق