vocab for High school (lesson three 11-15)

 

Perceive /v/
درک کردن، مشاهده کردن، دیدن

 

Portal /n/
در، دروازه، دربِ ورودی

 

Reserved /adj/
کم حرف، آرام، منزوی، گوشه گیر

 

Restrain /v/
جلوگیری کردن، سرکوب کردن، تحت کنترل درآوردن، فرونشاندن

 

Retract /v/
پس گرفتن حرف یا قول، عقب کشیدن

 

جملات زیر را ترجمه کنید:

  1. وقتی چراغ ها خاموش شد، نمی توانستم چیزی را ببینم فقط کم کم توانستم نمای کلی مبلمان های بزرگ تر را ببینم.
  2. درهای اولیه ورودی اصلی را با دروازه های برنزی جایگزین کردند.
  3. "مارک" ابتدا کم حرف بود اما وقتی با ما بیشتر آشنا شد، به حرف درآمد.
  4. با وجود اینک روی بسته نوشته شده بود: "قبل از کریسمس باز نشود" اما "میلدرد" نتوانست از هوسش برای باز کردن آن جلوگیری کند.
  5. می توانی به فرانک تکیه کنی. چون وقتی قول می دهد آن را پس نمی گیرد.

 

مثال کلی :

وقتی جلوی دروازه دیدمش نسبت به قبل پسر کم حرفی به نظر می رسید اما بعدا بهم گفت به خودش قول داده از زدن حرف های بیخود جلوگیری کنه و خب همه میدونن او قولش رو پس نمیگیره.

 

کلمات اضافی:

Go out

خاموش شدن چراغ و ...

Gradually

کم کم 

Outlines

نمای کلی

Larger pieces of furniture

مبلمان های بزرگتر

Original doors

در های اولیه

Main entrance

ورودی اصلی

Become more communicative

به حرف درآمدن

Get to know sb

آشنا شدن با کسی

Impulse

هوس،  قیلی قیلی رفتن دل، انگیزه

it read

روی ... نوشته شده بود.

Depend on

تکیه کردن به کسی، اعتماد کردن

Give promise

قول دادن

 

پاسخ تمرین ها:

 

  1. When the lights went out, I coudn't see a thing, but gradually I was able to perceive the outlines of thee larger pieces of furniture.
  2. The original doors at the main entrance have been replaced by bronze portals.
  3. "Mark" was reserved at first but he bacame much more communicaative once he got to know us better.
  4. Mildred couldn't restrain her impulse to open the package immediately, even though it read, "Do not open before Christmas!"
  5. You can depend on Frank. Once he has given his promise, he will not retract it.

 

ترجمه مثال کلی :

When I saw him in front of the portal he seemed a bit reserved compared to years before, but he told me later that he gave himself a promise to restrain useleess words and eveeryone knows he doesn't retract his words.

 

برای ورود به آزمون مرتبط کلیک کنید.

گردآوری : موسسه زبان های خارجه اشراق