vocab for High school (lesson two 1-5)

Adjourn /v/
به روز دیگر موکول کردن/ به تعویق انداختن

 

Astute /adj/
زیرک و دانا

 

Censure /n/
انتقاد/ سرزنش

 

Demolish /v/
تخریب کردن

 

Discharge /v/
خالی کردن (بار) / اخراج کردن

 

جملات زیر را ترجمه کنید:

  1. وقتی از واشنگتن دی سی بازدید کردیم، کنگره در حال انجام فعالیت نبود، بخاطر آخر هفته روز شکر گزاری به تعویق افتاده بود.
  2. تنها کسی که می توانست معما را حل کند جول بود. او متفکر بسیار زیرکی است.
  3. بیل می خواست دستش را برای سومین تکه کیک دراز کند اما با نگاهی سرزنش آمیز در چشمان مادرش از این کار دست کشید.
  4. چندین روز برای گروه تخریب چی طول کشید تا ساختمان قدیمی را تخریب کنند.
  5. بعد از تخلیه بارش، کشتی به یک بارانداز خشک برای تعمیرات خواهد رفت.

 

مثال کلی :

از انجاییکه امواج کشتی را تخریب کرده بودند، خدمه زیرک بعد از انتقاد تند کاپیتان تصمیم گرفتند بار کشتی را تخلیه کنند و مراسم جشن را به روز دیگر موکول کنند.

کلمات اضافی:

Congress

کنگره

In session

در حال انجام فعالیت

Thanksgiving weekend

اخر هفته روز شکر گزاری

Riddle

معما

Thinker

متفکر

Reach for something

برای چیزی دست دراز کردن

Slice of cake

تکه کیک

Take + time + for somebody + to do something

برای کسی مدتی طول کشیدن تا کاری را انجام دهد

Wrecking crew

تخریب چی

Cargo

بار

Dock

بار انداز

 

پاسخ تمرین ها:

 

  1. When we visited Washington, D.C., Congress was not in session; it had adjourned for the Thanksgiving weekend.
  2. The only one to solve the riddle was Joel; he is a very astute thinker.
  3. Bill was about to reach for a third slice of cake but was stopped by a look of censure in Mother’s eyes.
  4. It took several days for the wrecking crew to demolish the old building.
  5. After discharging its cargo, the ship will go into dry dock for repairs.

 

ترجمه مثال کلی :

Since the ship was demolished by waves, the astute crew, following the captain’s censure, decided to discharge the cargo and adjourn the ceremony.

 

 

برای ورود به آزمون مرتبط کلیک کنید.

گردآوری : موسسه زبان های خارجه اشراق