vocab for High school (lesson two 16-20)

 

Permanent /adj/
دائمی، همیشگی، ابدی، ثابت

 

prohibit /v/
ممنوع کردن، منع کردن، قدغن کردن، نهی کردن

 

Punctual /adj/
فرز، وقت شناس، خوش قدم

 

Rebuke /v/
سرزنش کردن، توبیخ کردن، عیب جویی کردن، انتقاد کردن

 

Transient /adj/
زودگذر، فانی، گذرا، لحظه ای

 

جملات زیر را ترجمه کنید:

  1. برای من به آدرس موقتم در هتل "گیت وی" نامه بنویس. به محض پیدا کردن یک آپارتمان، تو را از آدرس دائمی ام مطلع می کنم.
  2. مقررات کتابخانه، امانت گرفتن کتاب های مرجع را ممنوع می کند.
  3. وقت شناس باش. اگر دیر کنی مجبور خواهیم شد بدون تو برویم.
  4. مربی ما دو بازیکنی را که دیر سر تمرین رسیده بودند سرزنش کرد، اما بقیه تیم را به خاطر وقت شناسیشان تحسین کرد.
  5. تمام روز در شمال باران بارید اما اینجا فقط رگباری کوتاه داشتیم که در ظرف چند دقیقه به پایان رسید.

 

مثال کلی :

وقت شناس بودن شما نشان می دهد که این شغل برایتان دائمی خواهد بود یا موقتی. مقررات اینجا دیر رسیدن را ممنوع کرده و کسانی که از مقررات پیروی نمی کنند توبیخ می شوند.

 

کلمات اضافی:

Temporary

موقت

Notify sb of sth

مطلع کردن کسی از چیزی

Regulations

مقررات

Reference

مرجع

Depart

رفتن، عزیمت کردن

for practice

سر تمرین

Punctuality

وقت شناسی

Upstate

بالاشهر

A transient shower

رگباری کوتاه

 

پاسخ تمرین ها:

 

  1. ٌWrite to my temporary address, the Gateway Hotel. As soon as I find my apartment, I shall notify you of my permanent addree.
  2. The library's regulations prohibit the borrowing of reference books.
  3. Be punctual. If you are late, we shall have to depart without you.
  4. Our coach rebuked the two players who were late for practice, but he praised the rest of the team for their punctuality.
  5. It rained all day upstate, but down here we had only a transient shower; it was over in minutes.

 

ترجمه مثال کلی :

Your punctuality shows whether this job is permanent or transient for you. the regulations here prohibit being late and those who do not follow the instructions will be rebuked.

 

برای ورود به آزمون مرتبط کلیک کنید.

گردآوری : موسسه زبان های خارجه اشراق