vocab for High school (lesson two synonyms)

مترادف کلمات درس اول کتاب

نکته: مثال ها را ابتدا ترجمه کنید و سپس با پاسخ های انتهای درسنامه مطابقت بدید. تلاش کنید بجای کلمات اصلی از مترادف های انها استفاده کنید و انها را بخاطر بسپارید.

 

Adjourn
Disband, recess

مثال 01 : اگه کلاس ها به همین منوال پیش برن، مجبوریم منحلشون کنیم.

 

Astute
Shrewd/wise/perspicacious/sagacious

مثال 02 : خواهرم در مورد این مسائل خیلی زیرکه.

 

Censure
rebuke/reprimand

مثال 03 : باید افرادی رو که دهن گشادی می کنند به شدت سرزنش کرد.

 

Demolish
tear down/destroy/raze/smash/wreck

مثال 04 : پارسال دادیم خونمونو خراب کنند و از نو بسازند.

 

Discharge
Unload 

مثال 05 : باید سعی کنم مشکلاتمو از روی دوش بقیه خارج کنم.

 

Dissent
Differ in opinion/disagree/object

مثال 06 : مخالف طرز فکر پدرم هستم.

 

Equitable
just/impartial/objective/unbiased

مثال 07 : سعی می کنم تصمیماتم عاری از تعصب باشه.

 

Exonerate
Acquit/absolve

مثال 08 : وقتی متهم از قتل تبرئه شد، همه شوکه شدند.

 

Extemporaneous
Offhand/impromptu/improvised

مثال 09 : من معمولا فی البداهه حرف میزنم.

 

Extricate
disentangle/disencumber/release

مثال 10 : سعی کن خودتو از نگرانی هات آزاد کنی. (کمتر جوش بخوری)

 

Forfeit
Sacrifice

مثال 11 : او داره وقتشو برای کمک به دیگران فدا می کنه.

 

Illegible
Indecipherable

مثال 12 : دست خط پت بسیار ناخواناست.

 

Inadvertently
unintentionally/carelessly/thoughtlessly/accidentally

مثال 13 : هیچکس کامل نیست و همه برخی مواقع سهوا اشتباه می کنند.

 

Inappropriate
Unsuitable/unbecoming/improper

مثال 14 : لباس قشنگیه ولی برای من ناشایسته.

 

Lucrative
moneymaking/profitable/advantageous/remunerative

مثال 15 : شغلم پردرآمد نیست ولی ازش راضیم.

 

Permanent
lasting/enduring/stable

مثال 16 : فقر، بیماری پایایی است.

 

Prohibit
forbid/ban/enjoin/interdict

مثال 17 : از ملاقات پدرم منع شدم.

 

Punctual
on time/prompt/timely

مثال 18 : شما به ندرت سروقت می آیی، آن ها معمولا وقت شناس هستند.

 

Rebuke
reprimand/reprove

مثال 19 : معلم به آرامی دانش آموزش را به دلیل بی توجهی سرزنش کرد.

Transient
fleeting/short-lived/momentary/ephemeral/transitory

مثال 20 : اگر به صورت موقتی خونه اجاره کنی. اجاره بهای بیشتری می پردازی.

 

پاسخ تمرین ها:

نکته: پاسخ های خود را با موارد زیر تطابق بدید.

 

  1. If classes continue in this way, we'll have to disband them.
  2. My sister is so perspicacious on these occasions.
  3. those who go public must be rebuked.
  4. We got our house tore down and rebiult last year.
  5. I should try to unload my troubles on others.
  6. I object to the way my father thinks.
  7. I try to make my decisions unbiased.
  8. When the victom got acquited of the murder, everyone was shocked.
  9. I usually speak improvised.
  10. Try to disencumber yourself of your worries.
  11. He is sacrificing his time to help others.
  12. Pet's handwriting is really indesipherable.
  13. Nobody is perfect and everyone makes mistakes thoughtlessly.
  14. That's a nice dress, but it's unbecoming on me.
  15. My job is not remunerative but it is satisfying.
  16. Poverty is an enduring ill.
  17. I was enjoined from seeing my father.
  18. You are rarely on time, but others are timely.
  19. The teacher gently reproved his student for not paying attention.
  20. If you rent a house transitory, you will pay much more money on that.

 

گردآوری: موسسه زبان اشراق

برای ورود به آزمون جامع درس دوم کلیک کنید.