oxford Idioms and Phrasal verbs (141-150)

1- Get bogged down (in sth)

درگیر چیزی شدن / غرق در چیزی شدن 

Definition: INF become so involved with the details of sth that you can not make any progress.

Ex: it's important not to get too bogged down.

این مهمه که بیش از حد درگیر نشی.

تمرین: وقتی شما مشغول کار هستی معمولا درگیر جزئیات می شوید؟


2-  Work sth out

حل کردن / تمرین کردن/درک کردن

Definition: solve a problem by considering the facts.

Ex: the plot is very complicated,it will take you a while to work it out.

دسیسه بسیار پیچیده است مدتی وقت شما را خواهد گرفت تا آن را متوجه شوید.

تمرین: سوالاتی رو تمرین کن که مهم هستند.


3- Come up

ذکر شدن/ برخاستن/ (در اینجا به معنای در امتحان آمدن)

Definition: If a question,number,name,etc, comes up, it is selected and appears somewhere (in this case in an exam appear)

Ex: these questions might come up.

این سوالات ممکن در امتحان بیاد.

تمرین: حدس میزنی کدام موضوعات در امتحان خواهند بود؟


4- Keep your fingers crossed

خدا خدا کردن/ امید داشتن به اتفاق خوب

definition: Hope for good luck or succces.

Ex: I am just keeping my fingers crossed for tomrrow.

من فقط برای فردا خدا خدا می کنم.

تمرین: دست به دعا خواهم بود که همه چیز خوب پیش بره.


5- It's not the end of the world

دنیا که به آخر نمی رسه/ شکست بزرگی نیست

Definition: INF it is not the worst thing that could happen.

Ex: it's not the end of the world if I fail.

دنیا به آخر نمی رسه اگه من قبول نشم.

تمرین: تا حالا حسی کردی که اگه خانواده ات رو از دست بدی دنیا به آخر میرسه؟


6- Get down to sth

با جدیت شروع به انجام کاری کردن

Definition: begin to do sth and give serious attention to it.

Ex: it's time we got down to work.

حالا دیگه وقتش هست که کار رو شروع کنیم.


نکته: it's time to do sth به معنای وقت آن است تا کاری انجام شود مثال:

It's time to go home.

وقت رفتن به خونه است.

اما چنانچه بعد از این عبارت یک فاعل و فعل زمان گذشته باشد ترجمه آن : حالا دیگه وقتش شده به معنای اینکه برای انجام کاری فرصت کم است و یا زمان انجام کاری گذشته و باید زودتر انجام شود.


It's time you paid me back.

پول منو پس بده حالا دیگه ( از موعد مقرر آن گذشته است)

تمرین: ما باید یکسری صحبتهای جدی رو باهم داشته باشیم.


7- do your best/try your best

تمام تلاش خود را کردن/ از جان مایع گذاشتن

Definition: you try as hard as possible to achieve something.

Ex: I can only do my best.

فقط می تونم تمام تلاشم رو بکنم.

تمرین: تام تمام تلاش خودش رو نمی کنه.


8- (the) best of luck!

موفق باشی/ آرزوی موفقیت برای دیگران کردن

Definition: If you say ' Good luck' or ' Best of luck' to someone, you are telling them that you hope they will be successful in something they are trying to do

Ex: He expected everyone to wish him the best luck, but nobody did it.

از همه انتظار داشت براش آرزوی موفقیت کنند ولی هیچکس اینکارو نکرد.

تمرین: همیشه برات آرزوی موفقیت کردم.


9-  Stay up

بیدار ماندن.

Definition: go to bed later than usual.

Ex: the night before an exam, I stay up and revise.

شب قبل امتحان بیدار می مانم و مرور میکنم.

تمرین: دیشب تا دیر وقت بیدار موندم تا مقاله رو تموم کنم.


10- Keep/have one eye on sth

حواس خود را جمع چیزی کردن در حال انجام کاری دیگر/ نیم نگاهی داشتن به چیزی

Definition: To focus part of one's attention on someone or something else.

Ex: I keep one eye on the clock during the exam.

در طول امتحان یه چشمم به ساعت هست.

تمرین: حواسم جمع ساعت بود که خاطرم جمع باشه از قطار جا نمونیم.


پاسخ تمارین


1- do you ever get bogged down in details when you are working?

2-  work out which questions are important.

3- which topics do you guess will come up in an exam

4- I will be keeping my fingers crossed that everything goes well.

5- Have ever felt it will be the end of the world if you lose your family?

6- we need to get down to some serious talking.

7- Tom isn't doing his best.

8- I have always wishe you the best luck.

9- I stayed up late last night to finish an essay.

10- I kept one eye on the clock to make sure we did not miss our train.


برای ورود به ویدیو و آزمون مرتبط کلیک کنید.

واحد تحقیق و توسعه زبان های خارجه اشراق