دوشنبه 4 خرداد ماه 1405
اصطلاح موردنظر خود را اینجا بیابید...
oxford Idioms and Phrasal verbs (21-30)
(نهایت) استفاده از چیزی بردن
Caddy
ترجمه: کادیلاک
کاربرد: در محاوره مخفف کلمه کادیلاک
oxford Idioms and Phrasal verbs (111-120)
(as) blind as a bat
ترجمه: 1- نا بینا - 2- دارای چشمان کم سو
کاربرد: حاکی از عدم توانایی یا توانایی ناچیز در قوه باصره
oxford Idioms and Phrasal verbs (131-140)
فهمیدن/ تو مخ رفتن/ یاد آوردن
back ( at someone) (for something)
ترجمه: تلافی کردن
کاربرد: با افعال get / have
daft as a brush
ترجمه: سه زدن- خنگ بودن
کاربرد: محاوره در بریتانیا
dairies
ترجمه: سینه - پست--
کاربرد: محاوره - ناپسند
bite the bullet
ترجمه: دل را به دریا زدن- آخر جان را کندن
To bravely do something unpleasant
(as) broad as a barn door
ترجمه: بسیار عریض- پهن- مثل تخته درب
کاربرد: حاکی از عریض بودن چیزی
all kidding aside
ترجمه: از شوخی گذشته - شوخی به کنار
کاربرد: برای حساس نشان دادن موضوع
گوشه لبم ترک می خوره
all well and good
ترجمه: در خوبی آن شکی نیست ...
کاربرد: برای بیان اینکه مورد ذکر شده مفید می باشد اما جوانب دیگر را هم باید در نظر گرفت:
a
be on the same wavelength
ترجمه: طرز فکر یکجور داشتن- با هم تفاهم داشتن
To think in a similar way to others
and not before time
ترجمه:
کاسه ای زیر نیم کاسه است
اصطلاح: کاسه ای زیر نیم کاسه است!
کاربرد: برای بیان مسکوک بودن یک قضیه!
If my memory serves me correctly
ترجمه: اگه اشتباه نکنم
If i have remembered it correctly
(as) fit as a fiddle
ترجمه: داراری ساز کوک - سر و مر و گنده- سر حال- کیف کوک
کاربرد: دارای سلامت کامل
اتفاقا همین الان ذکر و خیرت بود
اصطلاح: همین الان ذکر و خیرت بود/ چه حلال زاده
کاربرد: برای بیان اینکه دقیقا قبل از حضور شخص درباره او باب صحبت باز بوده است.
baby needs a new pair of shoes
ترجمه: خدا کنه (شش/چهار/...) بیارم
کاربرد: دعایی که هنگام پرتاب تاس برای آوردن یک عدد مورد نیاز می کنند.
face fungus
ترجمه: ته ریش - ریش
کاربرد: محاوره
رفیق دزد و شریک قافله
اصطلاح: رفیق دزد و شریک قافله
کاربرد: این ضرب المثل حاکی از کسی هست که به قول کاشونی های قدیمی هم از توبره می خوره و هم از آخور
dagwood sandwich
ترجمه: ساندویچ دو نونه- ساندویچ پر
کاربرد: حاکی از ساندویچی که پر از محتویات بوده و از چندیدن لایه نان درست می شود.
e pluribus unum
ترجمه: یک از بسیار- وحدت در عین کثرت
کاربرد: نوشته ایست که بر بسیاری از سکه ها و نقش بزرگ ایالات متحده آمریکا حک شده است.
baboon
ترجمه: عوضی و نادان
کاربرد: (غیر مودبانه)
all joking aside/apart
ترجمه: از شوخی گذشته - شوخی به کنار
کاربرد: برای حساس نشان دادن موضوع
(as) artful as a wagonload of monkeys
ترجمه: شیطونی کسی گل کردن
کاربرد: در برتانیا- معمولا برای جمع کودکان مورد استفاده قرار می گیرد.
(as) conceited as a barber's cat
ترجمه: به سایه خودش میگه دنبالم نیا...
کاربرد: حاکی از خودبزرگ بینی فرد
(as) crooked as a barrel of fish hooks
ترجمه: صد تا چاقو میسازه یکیش دسته نداره- حیله باز
کاربرد: حاکی از فردی که صادق نباشد
back at you
ترجمه: شما هم همین طور - خودتی!
کاربرد: معادل کلمه you too - این اصطلاح در امریکا و آفریقای جنوبی کاربرد زیاد دارد.
پیاز داغ چیزی را زیاد کردن
اصطلاح: پیاز داغ چیزی را زیاد کردن یا شور دادن به چیزی
کاربرد: حاکی از بزرگتر جلوه دادن یک چیز ناخوشایند
F2F
ترجمه: رو در رو
کاربرد: مخفف کلمه face to face
back (someone) for (something)
ترجمه: حامی کسی برای چیزی بودن
کاربرد: بویژه برای نامزد انتخاباتی
(as) busy as a beaver (building a new dam)
ترجمه: بسیار پرمشغله - سر شلوغ- وقت سر خاراندن نداشتن
کاربرد: beaver در این اصطلاح نماد ساعی بودن می باشد.
مصدر خالی کردن
اصطلاح: خود را کنار کشیدن- جای خود را به کسی یا چیزی دادن/ مصدر خالی کردن
کاربرد: عمدا خود را از یک پست یا منصبی کنار کشیدن
have (one's) head screwed on (right)
ترجمه: مخ کسی خوب کار کردن
To make a sensible decision
and yourself
ترجمه: و خودت ...؟
کاربرد: برای جلوگیری از سوالی که قبلا پرسیده شده درباره شخص روبرو
cactus buttons
ترجمه: مسکالین
کاربرد: دارویی تولید شده از کاکتوس برای ایجاد توهم
baby fat
ترجمه: چربی موقتی نوزادان تازه بدنیا آمده- (کاشانی) باد راه!
کاربرد: حاکی از تپل بودن نوزادان در هنگام تولد که بعد از مدتی محو می شود.
cackling geese
ترجمه: مخبر
کاربرد: حاکی از فردی که از خطرات احتمالی دیگران را خبر می کند.
cadge (something) from (someone)
ترجمه: قرض گرفتن
کاربرد: محاوره
back at it (again)
ترجمه: دوباره شروع کردن
کاربرد: حاکی از انجام دوباره کاری که ناخوشایند است. با افعال To be
استاد، خسته نباشید
اصطلاح: اقا، خسته نباشید!/ برای امروز بسه!
کاربرد: در زبان فارسی کنایه ای برای با خبر ساختن کسی بویژه آموزگار از اتمام وقت کار یا کلاس.
Not out of the woods
ترجمه: هنوز درگیر چیزی بودن
ٌWe have still some problems
all talked out
ترجمه: دهان کف کرده - خسته از حرف زدن
کاربرد: حاکی از صحبت کردن طولانی مدت
dabble in (something)
ترجمه: عشقی کاری را انجام دادن
کاربرد: حاکی از انجام کاری بصورت غیر مداوم
...داره من رو می کشه!
اصطلاح: ( کمرم/ سرم/دستم ...) داره من رو می کشه! اذیتم می کنه!
کاربرد : این اصطلاح حاکی از غیر قابل تحمل بودن درد در اعضای بدن می باشد.
oxford Idioms and Phrasal verbs (31-40)
مسافت کم – دم دست
cack-handed
ترجمه: بی مهارت
کاربرد: در بریتانیا و استرالیا
(as) cold as charity
ترجمه: 1- بسیار سرد 2- بی خیر
کاربرد: در معنای دوم حاکی از کسی که منزوی و نسبت به دیگران بی تفاوت است
oxford Idioms and Phrasal verbs (91-100)
بی وقفه گریستن / زیر گریه زدن
back away
ترجمه: 1- عقب کشیدن- کنار رفتن 2- عقب نشینی کردن
کاربرد: محاوره
oxford Idioms and Phrasal verbs (121-130)
حفظ کردن
all in one
ترجمه: در ان واحد - همزمان
کاربرد: معمولا برای بیان اینکه شخصی یا چیزی چند نقش یا عملکرد در یک زمان دارد
all sweetness and light
ترجمه: شیرین و دوست داشتنی- مهربان و بی آزار- به کام (شیرین)
کاربرد: هم برای افراد (مهربان) البته با تاکید بر اینکه این فرد همیشه دارای این ویژگی نیست، و هم برای موقعیت (به کام شیرین)
(as) easy as anything
ترجمه: مثل چی راحته!
کاربرد: as anything با صفات یا قیود دیگر هم بکار می رود.
back down
ترجمه: کم آوردن - از خر شیطان پایین آمدن
کاربرد: حاکی از تغییر عقیده دادن بویژه در یک نزاع
می دونی که چی میگم!؟
اصطلاح: گرفتی که چی می گم؟! حالیته که؟!
کاربرد: برای نشان دادن اهمیت موضوع
break (one's) heart
ترجمه: دل کسی را شکستن
To make someone sad
oxford Idioms and Phrasal verbs (81-90)
برگشتن به یک مکان (مثل منزل یا محل کار)
من هم قربانی تجاوز جنسی هستم
اصطلاح : تجاوز جنسی / من هم قربانی تجاوز جنسی هستم!
کاربرد: این هشتگ توسط فعال حقوق زنان " تارانا بورک" برای اولین بار در سال 2006 بمنظور ایجاد کمپین مبارزه علیه تجاوز جنسی به زنان ایجاد شد.
Having said that
ترجمه: ناگفته نماند که - اگر چه
However
babes
ترجمه: عزیزم!
کاربرد: برای درخواست کاری از کسی که او را دوست داریم.
face falls
ترجمه: در ذوق کسی خوردن- ذوق مرگ شدن
کاربرد: حاکی از نا امید شدن بعد داشتن انتظارات مثبت
cabbage
ترجمه: پول - فلوس
کاربرد: در محاوره بجای کلمه پول کاربرد دارد.
gaffer
ترجمه: پیر مرد روستایی 2- نورپرداز (صحنه فیلم برداری) 3- رئیس - بازرس
کاربرد: در معنای اول مخفف کلمه (godfather)
all the better for something/doing something
ترجمه: حال کسی سر جا آمدن (با چیزی یا انجام کاری)
کاربرد: حاکی از احساس بهتری داشتن بعد از یک فعالیت
back and forth
ترجمه: 1- عقب و جلو - امد و شد 2- بگو مگو - یکی به دو
کاربرد: در معنای دوم حاکی از جدالی که دو یا چند نفر یکی به دو می کنند.
سوال ده امتیازی
اصطلاح : سوال ده امتیازی
کاربرد: مهمترین و سرنوشت ساز ترین سوال ( این اصطلاح برگرفته از برنامه رادیویی Take it or leave it می باشد که سوال اخر جازه 64 دلاری داشته است)
hack someone or something apart
ترجمه: 1- مثله کردن- تکه تکه کردن 2- به باد انتقاد گرفتن
کاربرد: در معنای دوم مجازا حاکی از انتقاد شدید از فرد
around the clock
ترجمه: یک سره- بی وقفه- بیست و چهار ساعته- شبانه روز
کاربرد: حاکی از انجام بی وقفه یک کار
(as) clear as crystal
ترجمه: 1- شفاف و زلال- بدون خال 2- مثل روز روشن
کاربرد: حاکی از زلالی آب و قابل فهم بودن چیزی
back (someone or something) up to (something)
ترجمه: 1- پشت به پشت چیزی بودن 2- دنده عقب گرفتن
کاربرد: ترجمه دوم برای عقب رفتن وسیله نقلیه معمولا کاربرد دارد.
(as) dumb as a post
ترجمه: خنگ - احمق
کاربرد: حاکی از حماقت کسی در انجام کاری
bachelorette party
ترجمه: جشن خدااحافظی با دوران تجرد - جشن نو عروسی
کاربرد: مهمانی که دوستان یک خانمی که قرار است ازدواج کند برای او بر پا می کنند.
gab room
ترجمه: توالت زنانه
کاربرد: محاوره
(as) common as pig tracks
ترجمه : رایج - مثل ریگ ریخته- همه جا پر شده از...
gaffle (someone or something)
ترجمه: 1- کش رفتن- دزدیدن 2-دستگیر کردن
کاربرد: محاوره
gabfest
ترجمه: نخودچی خورون - دورهمی
کاربرد: گردهمایی رفقا و صحبت در مورد موضوعات مختلف
I am not my brother's keeper.
ترجمه: نه ته پیازم نه سر پیاز/ من چه کاره ام مگه!
کاربرد: (انجیل) حاکی مسئول نبودن در کارهایی که دیگران انجام میدهند. مصداق شعر (عیب رندان نکن ای زاهد پاکیزه سرشت/ که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت)
all dolled up
ترجمه: تیپ زده- لباس های زیبا پوشیده
مثال یک: چرا تیپ زده ای امروز؟ بعد از کار داری میری بیرون؟
face away (from someone or something)
ترجمه: نگاه برگرداندن- آنطرف را نگاه کردن
کاربرد: حاکی از نگاه نکردن به چیزی به صورت موقتی
cactus juice
ترجمه: تکیلا - خالسیکو
کاربرد: نوعی شراب مکزیکی
مثل چی!/ بد جور
اصطلاح : مثل چی ! / چه جور! بد جور
کاربرد: حاکی از شدت و سرعت انجام کاری
a pox on (someone or something)
ترجمه : گندت بزنن- طاعون بگیری!
کاربرد: (قدیمی) ولی برای مزاح هنوز برای بیان نفرین و لعن مورد استفاده قرار می گیرد.
all rolled into one
ترجمه: در آن واحد
کاربرد: حاکی از تلفیق چند چیز در یک چیز
dab at something
ترجمه: تاپ تاپ روی چیزی زدن
کاربرد: آهسته برای پاک کردن یا وارد کردن با دست روی چیزی زدن.
back and fill
ترجمه: تغییر عقیده دادن
کاربرد: (قدیمی)
مردانگی هنوز نمرده
اصطلاح: مردانگی هنوز نمرده!/ چه دل بزرگی داری! چه ادم بزرگواری! ( معمولا طعنه آمیز)
کاربرد: این اصطلاح گاهی اوقات در حالت تمسخر آمیز برای کم اهمیت جلوه دادن چیزی یا عملی استفاده می شود.
dab (something) off
ترجمه: به آرامی چیزی را پاک کردن
کاربرد: محاوره- حاکی از حساس بودن چیزی که کثیف شده است
oxford Idioms and Phrasal verbs (101-110)
all the world over
ترجمه: در جای جای جهان- سرتاسر جهان
کاربرد: حاکی از شناخته شده بودن چیزی یا کسی
gab
ترجمه: 1- چرت و پرت گفتن 2- چرت و پرت
کاربرد: محاوره
آه ندارد تا با ناله سودا کند
اصطلاح: آه ندارد تا با ناله سودا کند/ یا چیزی در بساط ندارد
کاربرد: برای بیان شدت بی پول بودن شخص
(as) clear as mud
ترجمه: مبهم - تیره و تار
کاربرد: حاکی از واضح نبودن کامل چیزی
(as) different as night and day
ترجمه: متفاوت از زمین تا آسمان
کاربرد: برای بیان تفاوت واضح و کامل بین دو چیز یا شخص.
each to his/her/their own
ترجمه: نظر هر کسی برای خودش مهم هست- هر کس یک سلیقه ای دارد
کاربرد: حاکی از این است که نظر هر فرد محترم است و نباید لزوما با نظر شما موافق باشد.
daffy
ترجمه: دیوانه- احمق
کاربرد: محاوره
daily grind
ترجمه: کار روزمره- خر حمالی- کار همیشگی
کاربرد: منظور از خر حمالی خسته کننده بودن یک شغل می باشد
hack around
ترجمه: ول گشتن- وقت تلف کردن
کاربرد: محاوره
caboose
ترجمه: نرمی پشت- ک--
کاربرد: در حقیقت این واژه به معنای آخرین واگن قطار می باشد.
(as) cold as a welldigger's ass (in January)
ترجمه: مثل سگ به خود لرزیدن- از سرما قندیل بستن
کاربرد: ( غیر مودبانه) حاکی از سرمای شدید
oxford Idioms and Phrasal verbs (181-190)
تصمیم گرفتن/بعد از کلی فکر کردن تصمیم نهایی را گرفتن
(as) ancient as the hills
ترجمه: بسیار قدیمی - سن کشتی نوح- ( کاشانی: سن پله های پا نخل)
کاربرد: hills در انجیل حاکی از دوام و قدمت طولانی می باشد.
back forty
ترجمه: زمین خالی
کاربرد: معمولا قسمتی از مزرعه که بدون کشت رها شده است
oxford Idioms and Phrasal verbs (161-170)
در جای خود بودن و مهارت داشتن/ می دونه داره چکار میکنه
(as) fat as a pig
ترجمه: چاق مثل گاو پرواری
کاربرد: حاکی از چاقی مفرط
آسمون دلش گرفته
اصطلاح : آسمون دلش گرفته! می خاد بارون بیاد! هوا بارونیه!
کاربرد: حاکی از احتمال قریب الوقوع باران به دلیل تیره و ابری بودن آسمان
oxford Idioms and Phrasal verbs (151-160)
چیزی را تمام کردن- فاقد چیزی بودن
خدا نکشدت!
اصطلاح : خدا نکشدت(عباس آقا)! / خیلی خداییش خنده دار بود!
کاربرد: این اصطلاح برگرفته از یک فیلم در زبان فارسی زمانی بکار می رود که می خواهیم خنده دار بودن موضوع را بیان کنیم!
(as) black as (one) is painted
مترجم: واقعا بد جنس بودن
کاربرد: برای بیان اینکه ویژگی های منفی که برای یک شخص می گویند واقعا درخور و شایسته ان شخص می باشد یا نمی باشد.
(as) bright as a button
ترجمه: با هوش - حاذق
کاربرد: حاکی از شخصی که در رسیدن به راه حل سریع عمل می کند. معمولا برای توصیف کودک استفاده می گردد.
(as) different as chalk and cheese
ترجمه: مثل عسل و خربزه
کاربرد: حاکی از دو یا چند فردی که همیشه با هم در نزاع می باشند.
مغزت رو به کار بنداز
اصطلاح: (امری) بد نیست از مغزت (مخت) استفاده کنی/ مخت رو به کار بنداز / گوگوله رو تکونش بده/ نگذار مغزت اکبند بمونه
کاربرد: جمله امری برای کسی که بدون فکر کاری یا حرفی را می زند
have something up your sleeve
ترجمه: ترفندی در آستین داشتن
To have a secret plan
(as) easy as ABC
ترجمه: مثل آب خوردن
کاربرد: حاکی از سهولت انجام کاری
all shot to hell
ترجمه :(عامیانه) یاور چیزی استاد شدن/ از بین رفتن چیزی/ تعطیل ( به مثال ها رجوع شود)
کاربرد: برای بیان بلا استفاده شدن چیزی
baby up
ترجمه: ناز پروردن- بیش از حد هوای کسی را داشتن
کاربرد: حاکی از نوازش کردن و با مهربانی رفتار کردن با دیگران
around these parts
ترجمه: این طرف ها
کاربرد: در قسمت مشخصی از شهر یا منطقه ای خاص
رس کسی را کشیدن
اصطلاح: رس کسی را کشیدن
کاربرد: حاکی از بیش از حد کار از کسی کشیدن
learn/know the ropes
ترجمه: قلق چیزی را بدست اوردن /بلد بودن
To learn/know how to perform a job
این طور که می گن
اصطلاح: ..... این طور که می گن!
کاربرد: همانطور که دیگران می گویند و شایعه شده است شاید درست باشد شاید نباشد.
ذوق زده
اصطلاح: ذوق زده/ هیجان زده
کاربرد: حاکی از حالتی از هیجان می باشد که بسیار قلیان کرده
each man for himself
ترجمه: دست به زانوی خود داشتن- مسبب موفقیت یا شکست خود بودن
کاربرد: حاکی از اینکه بدون کمک دیگران باید کارهای خود را انجام داد.
(as) busy as a hibernating bear
ترجمه: بی کار- بی مشغله - علاف
کاربرد: اصطلاحی تمسخر آمیز برای بیان بی کار بودن فرد
فعلا چیزی بهش نگو
اصطلاح: فعلا چیزی بهش نگو / ( درحالت منفی) من رو بی خبر نگذار!
کاربرد: برای بیان مطلع نکردن/کردن کسی از یک موضوع
(as) crafty as a fox
ترجمه: حیله گر- مکار- روباه صفت- دارای جنس خراب
کاربرد: باهوش ولی حیله گر
(as) flat as a board
ترجمه: 1- تخته شده - صاف صاف 2 : (خودمانی) دارای سینه های بسیار کوچک (زن)
کاربرد: هر دو مورد جنبه محاوره دارد.
each way
ترجمه: بیا شرط ببندیم
کاربرد: فقط برای مسابقه اسب سواری
اینطور که بوش میاد
اصطلاح: این طور که معلومه، اینطور که بوش میاد!
کاربرد: برای بیان موضوعی که شرایط نشان می دهد احتمال اتفاق افتادن آن در آینده نزدیک می باشد.
(as) certain as death and taxes
ترجمه: قطعی - قطعا- بی برو برگرد- بدون شک
کاربرد: حاکی از حتمی بودن وقوع عمل یا رویداد
از درک من خارج است
اصطلاح: از درک بنده خارج است/ سر در نمیارم
کاربرد: حاکی از عدم توانایی در درک مقوله یا موضوعی
بشکن زدن
اصطلاح: بشکن زدن
کاربرد: بهم زدن نوک شصت و انگشت وسط برای ایجاد صدا ( بمنظور ابراز خوشحالی و یا جلب توجه کسی)
face down
ترجمه: 1- روی کسی را کم کردن 2- بر عکس کردن (مثل برگه امتحان)3- پشت و رو - دمر
کاربرد: در دو معنای اول به شکل فعل مورد استفاده قرار می گیرد.
در جریان چیزی بودن
اصطلاح: در جریان چیزی بودن/ مطلع بودن/ توی باغ بودن
کاربرد: برای بیان مطلع بودن از اتفاقات جاری
back and edge
ترجمه: با جان و دل
کاربرد: حاکی از انجام کاری با تمام قوا
a little / bit rough and ready
ترجمه : کمی درب و داغون ( ولی قابل استفاده)- شلخته
کاربرد: هم برای اشیاء و هم برای افراد
get (one's) wires crossed
ترجمه: قاطی کردن- سیم های کسی قاطی شدن
To be confused
cack
ترجمه : 1- پشگل - سرگین - ع. / 2- ریدن- ضایع کاری کردن-مدفوع کردن/ 3- بالا آوردن- قی کردن/4- کشتن/5- فریب دادن
کاربرد: هر پنج مورد کاربرد عامیانه دارد
baby gangsta
ترجمه: بچه لات- جوجه اراذل
کاربرد: حاکی از اوباش تازه کار و بی ارزش
تا تنور داغه بچسبون
اصطلاح : تا تنور داغه بچسبون!
کاربرد: حاکی از پر سود بودن معامله
gag on (something)
ترجمه: چیزی در گلو گیر کردن
کاربرد: حاکی از عدم توانایی در بلعیدن چیزی
oxford Idioms and Phrasal verbs (141-150)
درگیر چیزی شدن / غرق در چیزی شدن
(as) dry as dust
ترجمه: 1- خشک 2- کسل کننده و خشک
کاربرد: در ترجمه دوم حاکی از چیزی که فاقد عناصر جالب باشد.
یکی به نعل میزنه یکی به میخ
اصطلاح: یکی به نعل می زند و یکی به میخ
کاربرد: برای توصیف افرادی که خط و مشی مشخصی ندارند و برای حفظ منافع خود دورویی را سر لوحه کار قرار می دهند.
به دل نگیر!
اصطلاح: خون خودت رو کثیف نکن- ناراحت نشو- به دل نگرفتن
کاربرد: برای به دست اوردن دل کسی که از حرف ما رنجیده شده است
gag me with a spoon
ترجمه: حالم بهم خورد!
کاربرد: بریتانیا
all beer and skittles
ترجمه: خوشگذرانی - هم فال و هم تماشا
کاربرد: Skittles یک بازی شبیه bowling میباشد که در بریتانیا رواج دارد.
(as) dry as a bone
ترجمه: کاملا خشک - خشک خشک
کاربرد: حاکی از چیزی که خالی از رطوبت باشد و کاملا خشک.
(as) common as an old shoe
ترجمه: بی موالات- بی کلاس
کاربرد: رایج
More than likely
ترجمه: به احتمال زیاد
very likely
Not do a stroke of work
ترجمه: دست به سیاه وسفید نزدن
To not do any work at all
(as) deaf as a post
ترجمه: کر - ناشنوا- انگار پنبه تو گوششه
کاربرد: برای کسی که میزان شنوایی وی خفیف یا در حد صفر می باشد
کم مونده بود ما رو بخوره!
اصطلاح: کم مونده بود ما رو هم بخوره!
کاربرد: حکایت از عصبانی بودن کسی از دست دیگری
(as) conceited as a barber's cat
ترجمه: به کو-- میگه دنبالم نیا بو می دی!- خودشیفته
کاربرد: حاکی از کسی که بسیار مغرور است
daily dozen
ترجمه: ورزش روزانه- نرمش
کاربرد: خود اصطلاح بر گرفته است دوازده ورزش متنوع می باشد. امروزه این اصطلاح به هر نرمش روزانه اطلاق می گردد.
cackleberry
ترجمه: تخم مرغ
کاربرد: محاوره
(as) close as two coats of paint
ترجمه: صمیمی- جان کسی برای کسی در آمدن- مثل دو تا یار برای همدیگر
کاربرد: حاکی از قرابت دو یا چند شخص
each and every one
ترجمه: کلهم اجمعین- همه- تک تک
کاربرد: حاکی از تمام آیتم های یک نوع
back door
ترجمه: پشت پرده - مخفیانه
کاربرد: حاکی از انجام مخفیانه کاری
a quarter of (a given hour in time)
ترجمه : یک ربع به ...- یک ربع مانده به ...
کاربرد: بویژه در آمریکا
(as) clean as a hound's tooth
ترجمه: تمیز- پاک- مثل آینه پاک
کاربرد: هم در معنی تمیز بودن چیزی و هم پاک بودن رفتار یا عقیده
jab something at someone or something
ترجمه: چیزی را به کسی یا چیزی کوبیدن
کاربرد: محاوره
lose (one's) head
ترجمه: دست و پای خود را گم کردن
To lose one's composure
انشالله که همه چیز به خیر و خوشی تموم شه!
اصطلاح : انشالله که همه چیز به خیر و خوشی تموم شه!
کاربرد: بیان ارزو برای موفقیت کسی در انجام کاری سخت
babe magnet
ترجمه: دختر کش
کاربرد: حاکی از شخص یا چیزی که دختران جوان را شیفته خود می کند
(as) black as a raven
ترجمه: کاملا تاریک و سیاه
کاربرد: قدیمی
dab something on(to) something
ترجمه: مالیدن- قرار دادن
کاربرد: حاکی از گذاشتن مقداری کمی از چیزی بر چیز دیگر
baby blues
ترجمه: 1- افسردگی بعد از زایمان 2- چشمان آبی روشن
کاربرد: دوره کوتاه افسردگی که زنان بعد از زایمان دچار آن می شوند
تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است
اصطلاح: تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است/ نرود میخ آهنین بر سنگ/ گلیم سیاه بافته سفید نمی شود
کاربرد: هر سه اصطلاح فوق در زبان پارسی حاکی از عدم توانایی در ایجاد تغییر در یک فرد می باشد که معمولا برای افرادی بکار می روند که رفتار غیر محترمانه ای دارند.
all the better to do something
ترجمه: عوضش بهتر...-
کاربرد: برای بیان اینکه کاری بهتر یا آسان تر انجام می گیرد.
It's five o'clock
gad around
ترجمه: یللی تللی کردن
کاربرد: حاکی از همیشه به دنبال خوشگذرانی بودن
(as) awkward as a cow on a crutch/roller skates
ترجمه: دست و پا چلفتی - کسی که در راه رفتن هم مشکل دارد چه برسد به ...
کاربرد: حاکی از عدم توانایی یک شخص در انجام کاری
keep a tight rein/grip on (someone or something)
ترجمه: افسار کسی یا چیزی را بدست گرفتن- کنترل کردن کسی یا چیزی- آزادی کسی یا چیزی را سلب کردن
To have a tight control over something or somebody
all spiffed out
ترجمه: تیپ زدن- خوش تیپ کردن
کاربرد: حاکی از پوشیدن لباس های زیبا و مرتب
کمی هم به خودت برس
اصطلاح: کمی هم به خودت برس!
کاربرد: برای پیشنهاد به کسی که مدام درگیر کارکردن بوده و از زندگی اش زیاد لذت نمی بره!
(as) cold as ice
ترجمه: بسیار سرد
کاربرد: هم برای درجه حرارت و هم ویژگی فردی کسی که بسیار سرد برخورد می کند.
oxford Idioms and Phrasal verbs (71-80)
نگاهی انداختن به کتاب، کتاب را ورق زدن و دیدن بدون خواندن آن.
babycakes
ترجمه: عزیزم!
کاربرد: برای درخواست کاری از کسی که او را دوست داریم.
(as) clear as anything
ترجمه: مثل روز روشن - مثل چی روشنه
کاربرد: حاکی از قابل فهم بودن چیزی
all great minds run in the same channel
ترجمه: خرمندان تدبیر یکسان کنند
کاربرد: اصطلاحی شوخی آمیز زمانیکه دو نفر ایده یکسان داشته باشند.
(as) cross as a bear
ترجمه: با یک من عسل هم نمیشه خوردش
کاربرد: برای بیان ویژگی شخصی که عصبانی ست.
تا رفتم به خودم بیام....
اصطلاح : تا رفتم به خودم بیام دیدم ...- ناگهان، / تا رفتم بخودم بجنبم ...../ یهو دیدم / سرم رو برگردوندم دیدم ....
کاربرد: حاکی از عدم توانایی در کنترل یک حرکت
are you going my way
ترجمه: مسیرت می خوره؟ میتونی من رو برسونی؟
کاربرد: برای همراه شدن با راننده خودرو یا راکب موتور سیکلت
fab
ترجمه: بسیار عالی
کاربرد: مخفف کلمه fabulous
فیوز پراندن
اصطلاح: آمپر چسباندن/ فیوز پراندن/ فیوز پروندن/ عصبی شدن/ عصبانی شدن / از کوره در رفتن
کاربرد: معادل انگلیسی این اصطلاح کاربرد روستایی دارد و قدیمی می باشد.
Keeping up with the Joneses
ترجمه: از روی چشم و هم چشمی- کم نیاوردن در مقابل کسی
(as) baleful as death
ترجمه: مهیب و خطرناک
کاربرد: حاکی از تهدید کننده بودن چیزی
از گرسنگی دلم ضعف میره
اصطلاح: از گشنگی دلم ضعف میره!
کاربرد: حاکی از تمایل به خوردن تنقلات و شیرینی جات ( در انگلیسی بویژه بعد از مصرف ماریجوانا)
Be hard pressed/pushed to do something
ترجمه: عمرا اگه بتونی...
You will find it difficult to
همیشه سرش تو کتابه
اصصطلاح: همیشه سرش تو کتابهاشه
کاربرد: حاکی از کسی که همیشه در حال مطالعه است.
babe in the woods
ترجمه: دهنش بوی شیر میده
کاربرد: حاکی از بی تجربه بودن کسی
(as) brown as a berry
ترجمه: آفتاب سوخته شدن- زغال اخته شدن
کاربرد: حاکی از برنزه شدید شدن در آفتاب
فکر نکن اسکل گیر اوردی
اصطلاح: فکر نکن اسکل گیر آوری/ فکر نکن گوش هام درازه!
کاربرد: برای بیان هشدار به کسی که درصدد کلاهبرداری از شماست.
gaffled
ترجمه: دستگیر شده- گیر افتاده
کاربرد: معمولا با فعل get همراه می گردد.
face card
ترجمه: کله گنده - ادم مهم
کاربرد: این اصطلاح بر گرفته از کارت هایی می باشد که عکس افراد مشهور روی ان نقش بسته است.
all sealed up
ترجمه : 1- مهر و موم 2- مختومه
کاربرد: در معنای اول حاکی از بسته بودن کامل چیزی و در معنای دوم برای بیان پایان پذیرفتن عملی استفاده می گردد.
cabbagehead
ترجمه: احمق- آدم نفهم
کاربرد: حاکی از شخصی که از شعور و فهم بالایی برخوردار نباشد.
cabin fever
ترجمه: دل زدگی- دل گرفتگی
کاربرد: حاکی از خسته شدن از ماندن در یک مکان برای یک مدت طولانی
(as)(a) like as (two) peas in a pod
ترجمه: مثل سیبی که از وسط دو نصف شده است- کاملا شبیه به...
کاربرد: برای بیان شباهت بین دو چیز یا شخص
babe in arms
ترجمه: نوزاد - نی نی - آدم مظلوم و ساده
کاربرد: حاکی از نوزادی که در آغوش می باشد
oxford Idioms and Phrasal verbs (51-60)
به رانندگی ادامه دادن
oxford Idioms and Phrasal verbs (191-200)
تلاش خود را کردن/ بخت خود را برای انجام کاری آزمودن
درخانه اگر کس است یک حرف بس است
اصطلاح: در خانه اگر کس است یک حرف بس است!_ یک حرف رو صد بار نمی زنند،
کاربرد: این اصطلاح زمانی بکار می رود که بخواهیم هشدار بدهیم با یک بار حرفی را زدن شخص مقابل باید ان را درک کند و انجام دهد.
daddy needs (new) shoes
ترجمه: خدا کنه (شش/چهار/...) بیارم
کاربرد: دعایی که هنگام پرتاب تاس برای آوردن یک عدد مورد نیاز می کنند.
(as) crazy as a bedbug
ترجمه: دیوانه- کله خراب
کاربرد: در آمریکا- محاوره- شوخی آمیز
oxford Idioms and Phrasal verbs (171-180)
به روز نبودن درباره یک موضوع / تو باغ نبودن.
It serves somebody right ( for doing something)
ترجمه: حق کسی بودن- چشم کسی کور
It serves John right that Dave threw him out of his party last night.
caca
ترجمه: پی پی - پی پی کردن
کاربرد: مدفوع یا دفع آن توسط کودکان
and that's that
ترجمه : تمام - والسلام - همین و بس-
کاربرد: برای پایان دادن به یک بحث یا ابراز تکمیل یک عمل
(as) fast as lightning
ترجمه: مثل رخش - مثل برق
کاربرد: حاکی از سریع بودن چیزی یا کسی در انجام کاری
baby killer
ترجمه: کسی که موافق سقط جنین می باشد- قاتل جنین
کاربرد: حاکی از کسانی که از سقط حمایت یا خود سقط جنین داشته اند- این اصطلاح توسط مخالفان جنگ به سربازان نیز اطلاق می گردد.
babbling idiot
ترجمه: وراج و اراجیف باف- مثل جیرجیرک
کاربرد: حاکی از کسی که حرف های چرند بسیار می زند.
(as) clean as a whistle
ترجمه: 1- تمیز مثل آینه 2- پاک و صادق 3- غلفتی - یک جا
کاربرد: هر سه کاربرد مورد استفاده است
(as) cute as a bug's ear
ترجمه: گوگولی - دوست داشتنی- ادم میخواد بخوردش- ناز- بامزه
کاربرد: حاکی از دوست داشتنی بودن کسی یا چیزی
(as) busy as a peddler
ترجمه: پر کار- پر مشغله
کاربرد: حاکی از تلاش بسیار فرد
(as) dead as a dodo
ترجمه: بلا استفاده- منسوخ- تاریخ مصرف گذشته- از کار افتاده
کاربرد: حاکی از ایده یا وسیله ای که دیگر کاربرد ندارد یا از محبوبیت افتاده است. در این اصطلاح dodo نام پرنده ایست که منقرض شده است.
روی غلتک
اصطلاح : روی غلتک - در صراط مستقیم- روبه پیشرفت
کاربرد: حاکی از بودن عمل بر وفق مراد و رو به موفقیت
all dressed up
ترجمه: لباس شیک پوشیدن- لباس مجلسی برتن کردن
کاربرد: این اصطلاح معمولا با فعل get یا be همراه می باشد
are you ready for this?
ترجمه: بگم؟ این جا رو داشته باش!
کاربرد: برای بیان جمله ای شکه کننده.
let (one's) heart rule (one's) head
ترجمه: اجازه بدی دل به جای عقل تصمیم بگیره- عاشقی آدم رو کور می کنه
To do something based on your desires
face forward
ترجمه: 1- صاف نشستن 2- صاف نشاندن
کاربرد: محاوره
bachelor party
ترجمه: جشن خدااحافظی با دوران تجرد - جشن نو دادمادی
کاربرد: مهمانی که دوستان یک مردی که قرار است ازدواج کند برای او بر پا می کنند.
da bomb
ترجمه: عالی- بیست بیست
کاربرد: محاوره- دارای کیفیت بسیار عالی و مفرح
دستت رو شد!
اصطلاح: دستت رو شد! لو رفتی!
کاربرد: حاکی از برملا شدن برنامه ، حیله و یا دسیسه کسی
چشماش داشت از حدقه میزد بیرون
اصطلاح: چشماش داشت از حدقه می زد بیرون!قلبم داشت از حرکت می ایستاد!
کاربرد: حاکی از شگفت زده شدن یا علاقه وافر به چیزی داشتن
face (that) would stop a clock
ترجمه: کریه المنظر- زشت
کاربرد: این اصطلاح البته به صورت غیر رایج در معنای زیبا هم بکار می رود.
(as) busy as a bee
ترجمه: بسیار پرمشغله - سر شلوغ- وقت سر خاراندن نداشتن
کاربرد: حاکی از تلاش بسیار
baby bump
ترجمه: شکم جلو آمده
کاربرد: فقط برای زنان بارداری که تازه شکم انها بزرگتر شده است.
انگار دیگ آب جوش روی سرم ریختند
اصطلاح : (معادل اصطلاح کاشانی- انگار دیگ آب جوش روی سرم ریختند)- در جا خشک شدن-
کاربرد: حاکی از شکه شدن و یا ناگهانی اشتیاق کسی را کور کردن
and that ain't hay
ترجمه: همچین مبلغ کمی هم نیست!
کاربرد: معمولا حاکی از زیاد بودن مبلغ و یا مقدار پول
around the bend
ترجمه: 1- بسیار نزدیک - الان رسیدیم!
کاربرد: برای بیان نزدیک بودن مقصد به سرنشینان خودرو
مثل وزرا لباس پوشیدن
اصطلاح: مثل وزرا لباس پوشیدن/ خوش تیپ کردن/ تیپ زدن
کاربرد: حاکی از شخصی که بی جهت لباس شیک ولی نامناسب برای هدف پوشیده است.
می خواهد بینی اش را عمل کند
اصطلاح: عمل بینی
all washed up
ترجمه: کار کسی تمام بودن
کاربرد: حاکی از تمام شدن نقطه اوج کسی یا چیزی
(as) cool as a cucumber
ترجمه: آرام - بی خیال - عین خیال کسی نبودن- انگار نه انگار
کاربرد: حاکی از عدم استرس در انجام کاری
C4N
ترجمه: فعلا خدا حافظ
کاربرد: مخفف عبارت ciao for now - که ciao یک کلمه ایتالیایی به معنی خدا حافظ می باشد.
are you sorry you asked?
ترجمه: همین رو می خواستی بشنوی؟
کاربرد: برای بیان اینکه پاسخ سوال برای شخص سوال کننده شاید نارحت کننده باشد.
all of a piece / of a piece
ترجمه: یک جور - شبیه- برابر با- از یک جنس بودن
کاربرد: برای بیان یکسان یا شبیه بودن دو ایده یا ویژگی شخصیتی
Baby, it’s cold outside
ترجمه: هوا بس ناجوانمردانه سرد است!
کاربرد: اصطلاحی برگرفته از ترانه فرانک لوسر
around the corner
ترجمه: 1- بسیار نزدیک - الان رسیدیم!
کاربرد: برای بیان نزدیک بودن مقصد به سرنشینان خودرو
are you leaving so soon?
ترجمه: بودی حالا! در خدمتتون بودیم!
کاربرد: هم به شکل مودبانه و هم برای مزاح به شخصی که در حال ترک جلسه یا مهمانی می باشد. این اصطلاح برای کسی که از یک شرایط سخت و خطرناک قصد فرار دارد نیز استفاده می شود (مثال 2)
babysit for
ترجمه: بچه داری کردن برای کسی
کاربرد: هم نام کودک می تواند بعد از For قرار گیرد و هم نام والدین کودک
(as) bright as a new pin
ترجمه: تمیز و مرتب- برق افتاده
کاربرد: برای توصیف مکانی که بعد از تمییز کردن برق می زند.
I ain't mad at it
ترجمه: من هم خوشم اومده ازش
کاربرد: حاکی از علاقمند شدن به چیزی
dad fetch my buttons
ترجمه: آفتاب از کدوم طرف در آمده!
کاربرد: حاکی از بیان تعجب
almost upon somebody
ترجمه : در راه - نزدیک - ان غریب
کاربرد :حاکی از از راه رسیدن چیزی و نزدیک بودن زمان انجام ان
bach (or batch) (it)
ترجمه: مجردی زندگی کردن
کاربرد: حاکی از سپری کردن دوران قبل از ازدواج
مگه من وکیل وصی اش هستم
اصطلاح: مگه من وکیل وصی اش هستم؟ مگه من چیکاره اش هستم!
امری دیگه باشه؟
اصطلاح : امری دیگه باشه؟!
کاربرد اول: روشی مودبانه برای ابراز آمادگی برای خدمت رسانی به دیگران که معمولا به شکل کامل بکار می رود:
دلم خونه براش
اصطلاح : دلم خونه براش/ دلم خون گریه می کنه براش
کاربرد: برای بیان نهایت دلسوزی برای کسی
دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است
اصطلاح: دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است!
کاربرد: برای بیان اینکه درست است که کاری دیر انجام شده است اما بهتر از این است که اصلا انجام نشود.
(as) exciting as watching paint dry
ترجمه: کسل کننده- خسته کننده
کاربرد: حاکی از چیزی که جذابیت ندارد.
غذا جزغاله شد/پوستم جزغاله شد
اصطلاح: جزغاله شدن/ ته گرفتن
کاربرد: برای سوختن غذا یا نان در مایکروفر و یا حتی انسان در معرض نور خورشید
(as) comfortable as an old shoe
ترجمه: دنج و راحت ( اگر چه زوار در رفته)
کاربرد: قدیمی
a little /bit rough around the edge
ترجمه : کمی درب و داغون ( ولی قابل استفاده)- شلخته- نا خوش احوال ( معمولا به دلیل مصرف مشروبات زیاد)
کاربرد: هم برای اشیاء و هم برای افراد
(as) accommodating as a hog on ice
ترجمه: بد اخلاق - کسی را که با یک من عسل هم نتوان خورد
کاربرد: قدیمی در بریتانیا
daddy of them all
ترجمه: بزرگ خاندان- قدیمی ترین
کاربرد: برای بیان شخص یا چیزی که از همه مسن تر و قدیمی تر باشد.
چند تا تکه رخت دارم باید بشورم!/ غذام روی اجاقه!
اصطلاح: 1- چند تا تکه رخت دارم باید بشورم!/ 2- غذام روی اجاقه!
کاربرد: 1- برای انجام شستشوی مقدار کمی لباس با دست. 2- بهانه ای برای رفتن از پیش کسی
J. Edgar (Hoover)
ترجمه: پلیس - افسر فدرال
کاربرد: بریتانیا
oxford Idioms and Phrasal verbs (41-50)
بررسی کردن – پیگیری کردن
(as) clean as a new pin
ترجمه: تمیز و مرتب- برق افتاده
کاربرد: برای توصیف مکانی که بعد از تمییز کردن برق می زند.
(as) fat as a beached whale
ترجمه: چاق مثل بشکه
کاربرد: توهین آمیز
a
not have the heart ( to do something)
ترجمه: دل انجام کاری را نداشتن
Be emotionally unable to do something
a thin skin
ترجمه: نازک نارنجی بودن- حساس بودن
کاربرد: با فعل have همیشه همراه می باشد.
سگ زرد برادر شغاله/ سر و ته یه کرباس اند
اصطلاح: سگ زرد برادر شغاله! همشون سرو ته یه کرباس اند!
کاربرد: برای بیان یکسان بودن دو یا چند نفر ( بویژه در انجام کارهای احمقانه!)
baby boomer
ترجمه: زاده بین سالهای 1945 تا 1965- دهه چهلی/دهه پنجایی/ دهه شصتی- روغن بومی خورده
کاربرد: (در آمریکا)- منظور از روغن بومی خورده کسانی هستند که در دهه های پیشین زندگی بهتر و سالم تری داشته اند.
(as) close as stink on shit
ترجمه: رابطه نزدیک داشتن- از ع. همدیگر خوردن
کاربرد: ( غیر مودبانه) حاکی از دوست بودن با کسی
چیزی را به دل گرفتن
اصطلاح : چیزی را به دل گرفتن
کاربرد: حاکی از ناراحت شدن یا برخوردن به کسی
Hang on in there
ترجمه: تحمل کن - تاب بیار
Calm down- you need to tolerate
مگه از روی نعش من رد بشی/ بخدا اگه بگذارم
اصطلاح: مگه از روی نعش من رد بشی! بخدا اگه بگذارم!!!
کاربرد: برای بیان عدم رضایت و تلاش بسیار در خنثی سازی انجام کاری!
all done by/with mirrors
ترجمه: با دوز و کلک- با حقه
کاربرد: حاکی از عدم وجود واقعیت یا صداقت در چیزی- معادل smoke and mirrors
face (the) facts
ترجمه: با واقعیت مواجه شدن- دنیا تا بوده همین بوده
کاربرد: برای بیان الزام در مقابله شدن با مشکلات و ناراحتی ها
تا تنور داغه بچسبان
اصطلاح : تا تنور داغه بچسبان
کاربرد: حاکی از مناسب بودن شرایط و زمان برای انجام کاری
بگذار آب ها از آسیاب بیافته
اصطلاح : بگذار آب ها از آسیاب بیافته/ بگذار جو کمی اروم بشه/ بزار شر بخوابه
کاربرد: این اصطلاح برای بیان نابسامان بودن شرایط فعلی برای انجام اقدام بعدی می باشد.
baby-kisser
ترجمه: سیاست مدار
کاربرد: بخاطر چاپلوسی قبل از رای گیری
habituate someone to someone or something
ترجمه: عادت دادن کسی به کسی یا چیزی
کاربرد: محاوره
(as) black as (one's) hat
ترجمه: کاملا تاریک و سیاه
کاربرد: قدیمی
(as) dull as dishwater
ترجمه: (کاشانی : مثل گل نمالیده )- نچسب
کاربرد: حاکی از کسی که هیچ نکته جذابی ندارد. این اصطلاح معمولا برای افراد هم بکار می رود.
dab on them folks
ترجمه: برو خوش باش
کاربرد: جمله ای امری حاکی از اینکه فرد مقابل آزادنه هر کاری بخواهد می تواند انجام دهد.
oxford Idioms and Phrasal verbs (11-20)
حال کسی خوش نبودن/ حال کسی بد شدن
آبروش جلوی بقیه رفت
اصطلاح: آبروی کسی رفتن / بی احترام شدن نزد کسی
کاربرد: حاکی از کم شدن ارزش و احترام کسی بخاطر انجام کاری ناشایست.
all over again
ترجمه : دوباره از اول
کاربرد: حاکی از بیهوده بودن عمل قبلی و لزوم شروع حرکتی جدید. این اصطلاح معمولا با فعل start و یا مشابه ان بکار می رود.
back (some place)
ترجمه: برگشتن ( به جایی)
کاربرد: محاوره ( با افعال get/be/arrive )
بغض گلویش را گرفته
اصطلاح: بغض گلویش را گرفته!
کاربرد: برای بیان داشتن تمایل به گریه
all skin and bones
ترجمه: پوست و استخوان
کاربرد: حاکی از لاغر بودن کسی ( بویژه در اثر کم خوری)
be in the saddle
ترجمه:1- دست و بال بازتر داشتن - 2- بر منصب صدارت
To be in control of a situation
(as) clear as a bell
ترجمه: 1- کاملا رسا - قابل شنیدن 2- کاملا واضح - از دور داد میزنه!
کاربرد: حاکی از قابل شنیدن یا قابل فهم بودن صدا یا چیزی
oxford Idioms and Phrasal verbs (61-70)
پاتوق کردن / ول چرخیدن/ وقت گذراندن با کسی
I (can) promise you
ترجمه: شرط می بندم - قول می دهم !
کاربرد: حاکی از تشویق یا انذار کسی در انجام کاری
خیالت تخت!
کاربرد: خیالت تخت - خاطرت جمع
کاربرد: برای اطمینان خاطر دادن به دیگران در انجام کاری
مثل بید لرزیدن
اصطلاح : مثل بید لرزیدن
کاربرد: برای بیان شدت ترس در حین انجام کار
beat a (hasty) retreat
ترجمه: فلنگ را بستن - جیم شدن
To leave a place quickly
all for naught
ترجمه: بیخودی- بیهوده- بی فایده
کاربرد: حاکی از بی نتیجه بودن عمل
دانه ای....
اصطلاح : دانه ای (....)/ دونه ای (...) / هر یه دونه اش (....)
کاربرد: این کلمه بعد از یک مبلغ بیان میگردد.
(as) cheap as chips
ترجمه: مفت - ارزان
کاربرد: در بریتانیا- حاکی از کم بودن مبلغ چیزی
back alley
ترجمه: محله خلاف کار ها
کاربرد: حاکی از منطقه ای که در آن افراد بدنام اقامت دارند.
oxford Idioms and Phrasal verbs (1-10)
a method in (one's) madness
ترجمه : صلاح کار خویش خسروان دانند- خود دانی ( ولی...)- دلیل برای کاری داشتن
کاربرد: برای بیان اینکه نظر شخص مقابل اگر چه احمقانه یا ضعیف به نظر میرسد ولی م یتواند عاقلانه باشد.
baby bear
ترجمه: پلیس راهور - گشت جاده (تازه کار)
کاربرد: حاکی از پلیس تازه کار یا دارای درجه پایین که در جاده ها خدمت می کند.
کم و کسری داشتن
اصطلاح: کم و کسری داشتن / بی پول بودن / وضعیت مالی بدی داشتن
کاربرد: این اصطلاح زمانی به کار می رود که شخصی بطور موقتی مقدار پول کافی برای انجام کاری را نداشته باشد.
(as) cocky as the king of spades
ترجمه: انگار ملکه ویکتوریاست! - مغرور و پر افاده - از دماغ فیل افتاده
کاربرد: حاکی از خودبزرگ بینی فرد
dabble at (something)
ترجمه: هرتکی کاری کردن
کاربرد: حاکی از انجام کاری از روی بی میلی
مرکز تخصصی زبان های خارجه اشراق مفتخر است که توانسته با ایجاد کارگروه تحقیق و توسعه در کوتاهترین بازه زمانی ممکن و با بهره گیری از روش های نوین آموزشی مورد استفاده در کشورهای غیر انگلیسی زبان من جمله مدارس و مراکز آموزشی زبان های خارجه در فرانسه و اسپانیا، دانشجویان را به بالاترین سطح دانش زبانی رسانیده، و با رهنمود های واحد مشاوره و سنجش، متقاضیان را برای نیل به اخذ مدارک عالی در آزمون های بین المللی تافل و آیلتس همراهی نماید.
این مرکز برای اولین بار در کاشان اقدام به برگزاری دوره های فشرده آمادگی آزمون های داخلی (تولیمو-ام اس آر تی- ام اچ ال ای) و بین المللی (تافل- آیلتس)، بر اساس ضوابط و استانداردهای نوین آموزشی، نموده است.