oxford Idioms and Phrasal verbs (171-180)

1- Be out of touch (with sth)

به روز نبودن درباره یک موضوع / تو باغ نبودن.

Definition: not know or understand recent ideas in a particular subject or area.

Ex: at first I thought he was a bit out of touch.

در ابتدا با خودم میگفتم، او کمی از مسائل روز عقب هستش.

تمرین: یه همچین اظهار نظرهایی کاملا اثبات میکنه که تا چه اندازه او تو باغ نیست.


2- Get/start off on the wrong foot

بد شروع کردن یک رابطه

Definition: INF make a bad start at a relationship.

Ex: I know we got off on the wrong foot when I was a half hour late to the interview.

می دونم که ما آشنایی خوبی نداشتیم وقتی که من نیم ساعت سر مصاحبه دیر رسیدم.

تمرین: ما آشنایی خوبی نداشتیم.


3-  Pull your weight

بار مسولیت خود را کشیدن/ انجام دادن سهم خود در یک گروه یا پروژه

Definition: work as hard as everyone else in a job or activity.

Ex: If you don't pull your weight, our presentation will never be finished on time.

اگه کارهای سهم خودت رو انجام ندی ارائه سرموقع انجام نخواهد شد.

تمرین: تصور میکرد من کارهای خودم رو انجام نمی دم.


4- Not think much of sb

درباره کسی نظر مساعدی نداشتن

Definition: have a low opinion of somebody

Ex: we don’t think much of the boys.

ما نظر چندان خوبی برای پسر ها نداریم.

تمرین: رییس تا اینجا نظر مساعدی درباره عملکرد شما نداره، پس بهتره شروع کنی به سخت تر کارکردن.


5-  Think the world of sb

کسی را بسیار قبول داشتن/ احترام خاصی برای کسی قائل شدن

Definition: esteem very highly.

Ex: he thinks the world of her adviser.

او مشاورش رو یه دنیا قبول داره.

تمرین: او ارزش خاصی برای برادر زاده اش قائل میشه.


6- Think a lot of sb/sth

درباره چیزی یا کسی نظر خوب داشتن

 Definition: To have a very good opinion about someone; to hold someone or something in very high regard or esteem.

Ex: I can tell your last boss thinks very a lot of you, judging from the reference letter she wrote for you.

میشه از روی نامه های مدیر قبلی شما متوجه شد که ایشان نظر بسیار خوبی درباره شما دارد.

تمرین: او پاتریشیا رو خیلی قبول داره.


7- Think ahead (to sth)

به آینده فکر کردن/ به احتمالات و اتفاقات آینده فکر کردن

Definition: to have thoughts about something that is to happen in the future.  

Ex: She began to think ahead to next year when the same thing might happen.

او شروع کرد به فکر کردن به سال آینده وقتی ممکن اتفاق مشابهی  بیفته.

تمرین: اگه میخوای پیشرفت کنی باید یاد بگیری به مسائل پیش رو فکر کنی.


8- Think for yourself

برای خود تصمیم گرفتن

Definition: To have opinions or make decisions without letting other people dictate to or influence oneself.

Ex: Hannah needs to learn how to think for herself, or else she'll just follow whatever her friends are doing.

هانا باید یاد بگیره چطور خودش تصمیم بگیره وگرنه باید هرکاری دوستانش انجام میدن پیروی کنه.

تمرین: من خیلی راحت نظر دیگران رو می پذیرم، باید خودم برای خودم تصمیم بگیرم.


9- Talk it/sth over

درمورد چیزی بحث و گفتگو کردن (معمولا طولانی)

Definition: discuss sth with sb, especially to help you make a decision. In this usage, a noun or pronoun can be used between "talk" and "over."

Ex: We talked the deadline over during the meeting.

ما درمورد فرجه در طول جلسه بحث و گفتگو کردیم.

تمرین: اجازه بده قبل از اینکه بهت یه جوابی بدم با همسرم درمورد این موضوع گفتگو کنم.


10- Think it/sth over/through

سبک سنگین کردن، مزایا و معایب چیزی را بررسی کردن 

Definition: To consider or ponder something; to reflect upon something

Ex: Think it over, and let me know in the morning if you want the job.

سبک سنگین کن و اگه شغل رو میخای صبح خبرم کن.

تمرین: اگه مشکلی داشته باشم ترجیح میدم خودم اونو سبک سنگین کنم. (راجبش فکر کنم یا مزایا و معایبش رو بررسی کنم.)


پاسخ تمارین


1- making statement like that just proves how much he is out of touch.

2-  we just got off on the wrong foot.

3- he thought I was not pulling my weight.

4- The boss hasn't thought much of your work so far, so you'd better start trying a bit harder

5- he thinks the world of his niece.

6- she thinks a lot of Patricia.

7- You must learn to think ahead if you want to get ahead.

8- I accept other people's opinions too easily. I need to think for myself.

9- Let me talk this over with my wife before I give you an answer.

10- if I have a problem , I prefer to think it over on my own.


برای ورود به ویدیو و آزمون مرتبط کلیک کنید.

واحد تحقیق و توسعه زبان های خارجه اشراق